غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
430
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بآبادانى آورده مهمات طبقات انام در سلك نظام انتظام پذيرفت نظم حسن بيك چون عدل بنياد كرد * بخلق حسن خلق را شاد كرد بفضل ازل بود آن سرفراز * موافق نواز و مخالفگداز كرم بود رسم دل روشنش * به غير از عدالت نبودى فنش ممالك بدورانش آباد بود * رعيت ز بند غم آزاد بود مزارع نديدى محصل بخواب * نبودى ز توجيه اندر عذاب باقبال او مردمآزارئى * نديده ز عمال بازارئى و حسن بيك را نسبت بدودمان عاليشان شيخ صفى الدين عليه الرحمه الرضوان ارادت و اخلاص فراوان بود بنابران چنانچه مذكور شد خواهر پاكيزهگوهر خويش خديجه بيگم را با سلطان جنيد و دختر مريم سير خود حليمه بيگى آغا را با سلطان حيدر عقد فرمود و بواسطهء اين مواصلت ميمنت نشان و يمن همت آن دو مقتداى بلندمكان روزبروز مواد جاه و جلال و اسباب حشمت و استقلال آن مركز دايرهء دولت و اقبال صفت تزايد و تضاعف ميگرفت تا وقتى كه زمان حلول اجل طبيعى در رسيد و ايام حيات مقدر سمت اختتام پذيرفت و آنحادثهء هايله در شهور سنهء اثنى و ثمانين و ثمانمائه واقع بود و دفنش بعد از تقديم لوازم تجهيز و تكفين در دار السلطنه تبريز روى نمود خواجه شمس الدين محمد بن خواجه سيدى احمد و خواجه برهان الدين عبد الحميد كرمانى و خواجه مجد الدين اسمعيل شيرازى در سلك وزراى امير حسن بيك انتظام داشتند و بنابر اشارات آنحضرت پيوسته تخم عدل و احسان در زمين دل طوايف انسان ميكاشتند و امير حسن بيك را هفت پسر بود بر اينموجب اغورلو محمد مقصود بيك زينل بيك خليل سلطان يعقوب ميرزا يوسف ميرزا مسيح ميرزا ازين جمله اغورلو محمد زينل ميرزا مقصود بيك در زمان حيات پدر بعالم ديگر انتقال نمودند مآل حال چهار پسر ديگر از ضمن حكايات آينده بوضوح خواهد پيوست انشاء اللّه تعالى و از اهل تصنيف و تاليف مولانا ابو بكر طهرانى معاصر امير حسن بيك بود و در ايام دولتش تاريخ وقايع و احوال او را انشاء نمود و چون آن كتاب به نظر مؤلف اين مختصر نرسيد تفصيل اخبار آن پادشاه عدالتپناه را در سلك تحرير نتوانست كشيد ذكر حكومت سلطان خليل كه اسن اولاد امير حسن بيك بود و بيان محاربهء كه ميان او و برادرش ميرزا يعقوب روى نمود سلطان خليل در زمان حيات پدر بزرگوار در مملكت فارس بفرمانفرمائى اشتغال داشت و در اواخر اوقات زندگانى آن مهر سپهر كامرانى بنابر طلب امرا و اركان دولت رايت عزيمت بصوب تبريز افراشت بعد از تقديم لوازم تعزيت و سوگوارى قدم بر مسند سلطنت و شهريارى نهاد و ببسط بساط نشاط پرداخته ايالت ولايت دياربكر